در عهد ساسانیان، نوروز را در ميان ملت ايران و نيز در دربار مراسم مخصوص و تشريفات فراوان در كار بوده است و به تحقيق ميتوان گفت كه در هيچ زمان مراسم نوروز را با اين همه تكلفات به جا نميآوردند و خوشبختانه از اغلب اين مراسم اطلاعات كافي در دست است. از جمله كارهايي كه در ايام نوروز در عهد ساسانيان انجام ميگرفت اين بود كه در نوروز شاهان ساساني سان سپاه ميديدند و به عزل و نصب حكام ميپرداختند.دكتر «اردشير خدادايان» كارشناس تاريخ باستان و استاد دانشگاه شهيد بهشتي حتي پا از اين فراتر گذاشته و معتقد است كه: آيين ساسانيان در اين ايام چنين بود كه پادشاه به روز نوروز بار عام را شروع ميكرد و حقهاي حشم و لشكر را ميگزاردند و حاجت آن را روا ميكردند و بعد از آن زندانيان را آزاد و مجرمان را عفو مينمودند به عنوان نمونه شاپور دوم به دانيال ناميكه سردار نظامياو بود در روز نوروز خلعت داد و انوشيروان و بقيه پادشاهان در نوروز متهمان را ميبخشيدند و به كساني كه در جنگ پيروز ميشدند جايزه ميدادند و حتي به كشاورزان و دامپروان نمونه نيز هدايا و خلعت ميدادند.
ساسانيان نوروز را نوك روژ ميگفتند: «به موجب روايت دينكرد، هر پادشاهي در اين روز فرخنده رعيت ممالك خويش را قرين شادي و خرميميكرد و در اين عيد كساني كه كار ميكردند، دست از كار كشيده و به استراحت و شادماني ميپرداختند.نوروز عيد بهاري است. در اين روز مالياتهاي وصول شده را به حضور شاه عرضه ميداشتند و شاه به عزل و نصب حكام ميپرداخت. عيد نوروز شش روز متوالي دوام داشت.
و در اين شش روز سلاطين ساساني بار ميدادند و نجباي بزرگ و اعضاي خاندان خود را به ترتيب منظم ميپذيرفتند. و به حضار عيدي ميدادند.روز ششم را سلاطين براي خود و محرومان درگاه جشن ميگرفتند. در روز اول و روز ششم نوروز، همه نوع مراسم متداوله ملي اجرا ميشد.در روز اول مردم صبح بسيار زود برخاسته، به كنار نهرها و قناتها رفته شست و شو ميكردند و به يكديگر آب ميپاشيدند و شيريني تعارف ميكردند. صبح پيش از آن كه كلامي ادا كنند شكر ميخورند يا سه مرتبه عسل ميليسيدند و براي حفظ بدن از ناخوشيها و بدبختيها روغن به تن ميماليدند و خود را با سه قطعه موم دود ميدادند. در اين روز سكه نو ميزدند و آتشكدهها را پاك و طاهر ميكردند. از سوم ديگر اين زمان چنان چه كه گفته شد ريختن آب بوده است به يكديگر در صبح نوروز و اين رسم نيز در قرون اسلاميبه صورت گلاب پاشيدن باقي ماند.در باب علت اين رسم ابوريحان افسانه عجيبي نقل ميكند كه: اصلا از اوستا نشات پيدا كرده است و چنين است كه در زمان جمشيد عدد جانوران چندان زياد شد كه پهناي زمين بر آنها تنگ گرديد. خداوند زمين را سه برابر آن چه بود فراختر كرد و مردم را امر فرمود كه به آب غسل كنند تا گناهايشان پاك شود، پس همه سال اين كار را ميكنند تا اين كه خداوند آفات آن سال را از ايشان دفع كند. در صبح روز ششم (خرداد روز) از ماه فروردين مردم خود را با آب ميشستند و احتمال دارد كه اين رسم به افتخار خرداد فرشته نگهبان آب بوده باشد. وصول مالياتهاي مملكتي در ايام سلاطين ساساني در نوروز آغاز ميشد. در هر يك از ايام نوروز پادشاه بازي سپيد پرواز ميداد، و از چيزهايي كه پادشاه در نوروز به خوردن آن تبريك ميجست اندكي شير تازه و خاصل و پنير تازه بود. بيست و پنج روز قبل از نوروز در صحن دارالملك دوازده ستون از خشت خام برپا ميشد كه بر ستوني گندم و بر ستوني عدس و بر ستوني كاجيله و بر ستوني ارزن و بر ستوني ذرت و بر ستوني لوبيا و بر ستوني نخود و بر ستوني كنجد و بر ستوني ماش و ميكاشتند و اينها را نميچيدند مگر به ترنم و لهو، در ششمين روز نوروز اين حبوب را ميكندند و در مجلس ميپراكندند و تا روز مهر از ماه فروردين (شانزدهم فروردين) آنها را جمع نميكردند.اين حبوب را براي تفال ميكاشتند و گمان ميكردند كه هر يك از آنها نيكوتر و بارورتر شد محصولش در آن سال فراوان خواهد بود. در ايام نوروز مخصوصا نواهايي مخصوص در خدمت شاه نواخته ميشد كه فقط اختصاص به همين جشنها و ايام داشت.از رسوم ديگر درباري اين عهد اين بود كه پادشاه در نوروز مايحتاج اوليه ساليانه دفتري و چيزهاي ديگر درباري را تهيه ميكرد و از قبيل كاغذ و پوستهايي كه در آن نامهها و بخشنامهها نگاشته ميشد و آن چه مهر كردنش از طرف پادشاه بود آخر آن كاغذ مهر ميشد و آنها را «اسپيدا نوشت» يا «اسپيد نوشت» ميناميدند.پادشاه پس از آن كه در بامداد نوروز زينت خود را ميپوشيد و لباسي را كه معمولا از برديماني بود بر تن ميكرد به تنهايي در دربار حاضر ميشد و شخصي كه قدم او را به فال نيك ميگرفتند بر شاه داخل ميگرديد. برخي نگاشته اند كه اولين كس از بيگانگان كه در بامداد نوروز به خدمت شاه ميرسيد موبدان موبد بود كه با جاميزرين و پر از ميو انگشتري و درميو ديناري خسرواني و دسته اي سبز و شمشيري و تير و كمان و دوات و قلم و اسبي و بازي و كودكي نيك روي پيش شاه ميآمد و جام شراب را به پادشاه ميداد و دسته خويد را در دست ديگر او ميگذاشت و دينار و درم در پيش تخت وي مينهاد.مقصود و ايشان از آوردن اين چيزها كه گفته شد اين بود كه شاه و بزرگان را ديده بر آنها افتد تا در همه سال شادمان و خرم باشند و آن سال برايشان مبارك گردد . پس از اين مقدمات بزرگان به خدمت ميآمدند و هدايايي تقديم مينمودند و شاه نيز به هديه دهندگان به نسبت درجات آنان چيزي هديه ميكرد. چنان چه كه مسعودي ميگويد: «خسرو پرويز در يكي از اعياد در حالي كه سپاهيان با اعداد و سلاح خود رده بسته و هزار پيل و پيليبان صف كشيده بودند، براي ديدن سان آنها خارج شده بود و بعيد نيست كه مراد از اين عيد، نوروز باشد و حتي به حدس ميتوان گفت كه در نوروز شاهان ساساني سان سپاه ميديدند زيرا، در قرون اسلامينيز در نزد برخي از سلاطين جزو ايران اين رسم در نوروز معمول بوده است. از رسوم عمومي نوروز در آن عهد يكي برافروختن آتش بود در شب نوروز و اين رسم بعدها در زمان عباسيان نيز در بين النهرين رواج داشت و شايد آتشي كه در عصر حاضر در شبهاي چهارشنبه سوري (چهارشنبه آخر سال) ميافروزند نتيجه همين رسم قديم باشد. اما دليل افروختن آتش در شب نوروز واضح است كه به علت احترام عنصر آتش در نزد ايرانيان قديم بود. برخي چون ابوريحان نيز گفته اند كه جهت افروختن آتش در اين شب تصفيه جو و از ميان بردن عفونات مولد؛ از فساد هواست. اولين كسي كه اين رسم را بنياد نهاد شايد هرمز دلير پسر شاپور پسر اردشير بابكان باشد. از رسوم متداول اين زمان هديه دادن شكر است. اين رسم را گر چه ابوريحان بسيار قديم ميداند ولي شايد از زمان ساسانيان تجاوز ننمايد. اين رسم در مهرگان نيز معمول بوده است. باشكوه ترين و زيباترين آيين اين زمان كه هنوز هم بر جاي مانده است و آن زمان در نزد عامه مردم و نيز در دربار شاهان مرسوم بود، كاشتن سبزي است
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386ساعت 11:7  توسط حمید
|
مكتب «كلاسيسيسم» اولين سبك ادبي است كه در قرن هفدهم، بعد از دوران باروك در فرانسه به وجود آمد. نهضت اومانيسم (انسانگرايي ) را كه در قرن چهاردهم درايتاليا شكل گرفت، تاحدودي مي توان زمينه ساز مكتب كلاسيسيسم فرانسه دانست. كلاسيسيسم مكتب قانونها، قواعد و اصول است كه بايدها ونبايدهاي بسياري را شامل مي شود. پيروان اين مكتب، مطابق قواعد وقوانين قدما عمل مي كنند و در ادبيات به تقليد از ادبيات يونان و روم مي پردازند. در قرن هفدهم ، آثار نويسندگان به دو دسته كلاسيك و غيركلاسيك يا مردمي تقسيم مي شد. ادبيات كلاسيك نيز، ادبياتي عامه پسند ومردمي نيست. اين ادبيات مختص طبقات بالاي جامعه و قشر تحصيل كرده وخاص مدارس به منظور آموزش است. از نظر نويسندگان كلاسيك يك اثر ادبي يا هنري با رعايت كامل و دقيق اصول وقواعد كلاسيك مي تواند به درجه «كمال » و «زيبايي» مطلوب برسد. به همين دليل شعرا و نويسندگاني مانند مونتني ، رونسار ، كرني چون اين اصول را رعايت نمي كردند و بيشتر به زبان مردم وعامه مي نوشتند يا مي سرودند، آنهارا جزو نويسندگان كلاسيك محسوب نمي كنند عقايد كلاسيكها
«انسان شريف » : به عقيده كلاسيكها انسان بايد از نظر اخلاقي و اجتماعي درسطح ايده آل و مطلوب وداراي «هنر زندگي كردن» باشد. يعني اعتدال، دانش بدون فخرفروشي ، رعايت ادب و نزاكت بدون حقيرشمردن خود، رعايت احترام وادب در برابر خانمها، ايمان بدون تعصب را در زندگي رعايت كند، كه روي هم رفته براي چنين انسان ايده آلي، كلاسيكها عبارت «انسان شريف» را به كار مي برند.تقليد از طبيعت كلاسيكها طبيعت را درآثار خود نه با تمام واقعيت بلكه تنها با جنبه هاي خوب و ايده آل آن ارائه مي دهند يعني طبيعت را نه آنطور كه هست بلكه آنچنان كه مي خواهند باشد، همراه با آرزوها و آرمانهاي خود نمايش مي دهند. آنان با درنظرگرفتن عقل ومنطق وبدون دخالت احساسات خود طبيعت را به تصوير مي كشند.آموزنده وخوشايند بودن: نويسندگان كلاسيك معتقدند كه آثارشان بايد علاوه براينكه موردقبول و توجه خواننده قرار مي گيرد بايد براي او آموزنده نيز باشد ويكي بدون ديگري فايده ندارد واين مسأله هدف نويسنده كلاسيك است.بياني واضح و روشن: زبان نويسنده كلاسيك بايد زباني واضح و صريح همراه با ايجاز و كلمات درست دقيق و مناسب باشد.آرمانگرايي : كلاسيكها آيده آليست و آرمانگرايند . يعني درهنر فقط به دنبال زيبايي كمال و خوبي اند. خردگرايي : كلاسيكها با موضوعات مختلف بطور عقلاني و منطقي برخورد مي كنند. آنان معتقدند احساسات انسان بايد با كنترل عقل بيان و تجزيه و تحليل شود.رعايت مسائل اخلاقي ومذهبي كلاسيسيسم «مكتب اخلاقيون» است . از نظر آنان اثر هنري و ادبي علاوه برآموزنده بودن بايد درخدمت «اخلاق ومذهب» نيز باشد.درجست وجوي اعتدال و كمال: كلاسيكها به دنبال تعادل بين عشق وعقل غم و شادي ، اضطراب و آرامش و … هستند و از نظر آنان با رسيدن به اين تعادلها مي توان كمال مطلوب وموردنظر خود را به دست آورد.
قالبهاي ادبي
تئاتر كمدي وتراژدي ، قالب مناسبي براي بيان عقايد و اصول كلاسيكها است. به اين وسيله آنان مي توانند ايده آل هاي خود را القا كنند. آنان در تئاتر، اصل «حقيقت نمايي و نزاكت» را رعايت مي كنند. يعني همه چيز بايد نزديك به واقعيت باشد و درصحنه تئاتر كلمات زشت و بي ادبانه را به كار نمي برند و تماشاچي را با صحنه اي از تئاتر يا گفته اي ، شوكه و متعجب نمي كنند. (به عنوان مثال، هرگز صحنه مرگ درتئاتر كلاسيك ديده نمي شود). علاوه براين ، آنان «قانون سه گانه وحدت» را كه ارسطو، فيلسوف يوناني ، وضع كرده بود، نيز كاملاً رعايت مي كنند. اين قانون شامل وحدت موضوع، وحدت زمان و وحدت مكان است. يعني كل صحنه ها و پرده هاي يك نمايشنامه بايد يك موضوع را در زماني واحد و مشخص و درمكاني واحد ارائه دهند.
موضوع ومضمون ادبيات كلاسيك
معمولاً درآثار كلاسيك، نويسندگان به توضيح و توصيف خصوصيات روحي و اخلاقي وتجزيه و تحليل روانشناسانه انسان مطلوب و آرماني خود مي پردازند. «طبيعت» نيز ازجمله اين موضوعات است. البته منظور از «طبيعت درآثار كلاسيك، طبيعت انساني و سرشت دروني انسان است. كلاسيكها توصيف طبيعت خارجي (مانند رودها ، كوهها، جنگلها و…) را درآثار و نوشته هاي خود كاري بي ارزش مي دانند درحالي كه معتقدند بيان طبيعت انساني (مانند اميال ، گرايشها، احساسات ، محبتها و…) چون صحبت از روح و درون انسان است برروح خواننده نيز اثر مي کند. كند.
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386ساعت 11:2  توسط حمید
|
بيانيه هاي اين مكتب
يكي از بيانيه هاي اين مكتب، كتاب «راسين و شكسپير» اثر استاندال است. در اين كتاب استاندال تئاتر خشك و مقيد كلاسيك راسين را با تئاتر آزاد، احساسي و رمانتيك شكسپير مقايسه مي كند و آنها را مورد نقد و بررسي قرار مي دهد. ويكتور هوگو در سال 1827 با مقدمه اي كه بر درام «كرامول» خود نوشت، يكي ديگر از بيانيه هاي اين مكتب را ارايه داد و به اين ترتيب «درام» رمانتيك را آنطور كه بايد باشد، تعريف كرد. او در اين بيانيه تئاتر شكسپير را به عنوان تئاتري كاملاً رمانتيك تأييد و تصديق مي كند.
عقايد رمانتيكها
آزادي: رمانتيسم «مكتب آزادي خواهي در هنر» است از شعارهاي پيروان اين مكتب «آزادي انديشه» و «آزادي بيان» است. در قرن هجدهم، تئاتر و شعر تابع قوانين سختي بود كه از كلاسيكها به جا مانده بود، اما به عقيده رمانتيكها، بايد قوانين دست و پاگير و خشك كلاسيك را از بين برد. ادبيات نبايد براي بيان احساسات و عشق و علاقه نويسنده حد و مرزي قايل شود، تا اينكه او بتواند بي قيد و بند و با آزادي تمام سخن بگويد.
هيجان و احساسات: در اين مكتب ابراز احساسات و هيجان يك اصل است. به عقيده آنان، عقل و منطق در هنر جايي ندارد و اين احساس است كه بر روح بشر تسلط دارد. بنابراين، بايد احساسات و هوسهاي روح را در محدوده رعايت مسائل اخلاقي بيان كرد. رمانتيكها مي گويند: «بايد هيجانهاي شاعر يا نويسنده بيان شود تا بتواند هيجان خواننده را برانگيزد.»
گفتن از «خود»: يكي از مشخصات بارز آثار ادبي رمانتيكها، در قالب شعر يا رمان، استفاده مكرر از كلمات «من» و «خود است كه به اين وسيله رمانتيكها مي خواهند خواننده را با عشق و علاقه، درد و دلتنگي، اضطراب و بطور كلي احساسات دروني خود آشنا كنند. آنان اوضاع و احوال و حالتهاي روحي خود را مانند درد دلي براي خواننده خود بيان مي كنند و باعث برانگيختن احساسات او مي شوند. قهرمان آثار رمانتيكها «خود» اوست. به اين ترتيب آثار اين مكتب را تقريباً مي توان سرگذشت نويسندگان آن به حساب آورد.
گريز و سفر: سفر واقعي يا خيالي، سفر تاريخي يا جغرافيايي، از نظر رمانتيكها به هرحال بايد از زمان «حال» گريخت. بايد از ناكامي، دلتنگي، اندوه و سرخوردگي ها فرار كرد. فرار به رؤيا، فرار به گذشته، فرار به سرزمينهاي ديگر، فرار به تخيلات.
احياي زبان: رمانتيكها با استفاده از كلمات بديع و جالب، استعاره و تشبيه و ديگر صنايع ادبي به دنبال نوع آوري و رسيدن به زباني جديد براي بيان افكار خود هستند. ?ـ كشف ناشناخته ها: رمانتيكها به دنبال چيزهاي ناشناخته و موضوعات جديد هستند. آنان با تصويرسازي در ذهن، كاوش در جهان رؤيا و كشف عصر فراموش شده، هنر خود را خلق مي كنند.
مذهب: دوران كلاسيسيم و قرن ،18 قرون عقل و منطق بود ولي در قرن 19 رمانتيكها به دين و مذهب روي مي آورند. رمانتيكها براي جنبه هاي معنوي و روح انسان اهميت زيادي قايل هستند.
قالبهاي رمانتيسم
شعر غنايي: شعر قالبي مناسب براي بيان احساسات و ابراز هيجان و همچنين بيان اندوه و دلتنگي شاعر رمانتيك است. او با ملايم كردن قواعد فن شعر، ارجحيت دادن به موزيك و آهنگ دروني و به كار بردن عبارات تعجبي و دعايي، شعر غنايي رمانتيك را خلق مي كند. «تفكرات شاعرانه» اثر لامارتين، كتابي براي نسلهايي بود كه منتظر نو و احيا شدن شعر بودند.
تئاتر: رمانتيكها تقسيم بندي كلاسيك درام را به دو دسته كمدي و تراژدي قبول نداشتند. به عقيده آنان تمام جنبه هاي زندگي بشر، خوب يا بد، زيبا يا زشت، مسخره يا جدي و هر آنچه كه در زندگي انسان وجود دارد، بدون سانسور بايد آن را بر صحنه تئاتر آورد. برخلاف كلاسيكها كه تنها جنبه هاي زيباي زندگي را در هنر نمايش مي دادند.
رمان: رمان در اين مكتب، انعكاس روح نويسنده رمانتيك در قالب داستان است. رمان رمانتيك مقدمه اي بر رمان رئاليستها است.
موضوع و مضمون آثار رمانتيك
رمانتيسم بيشتر به موضوع مي پردازد تا به مضمون . يكي از موضوعهاي اصلي آثار رمانتيك طبيعت است. رمانتيكها براي تسلي اضطراب دروني خود به طبيعت پناه مي برند. آنان ساحل دريا، توفان آبشار، بيشه، اعماق دريا و جنگلها را محرم راز دل خود مي دانند. آنان در دنياي رؤيا و تخيل به دنبال موضوعهاي بكر و تازه مي گردند. از ديگر موضوعات رمانتيسم مي توان زوال، اندوه و هيجان را نام برد. «پاييز» با رنگهاي متنوع واندوه برگهاي مرده خود، دلتنگي «غروب» و غم انگيزي آن، تاريكي «شب» و سكوتش، از نمادهاي بيان كننده حالات روحي رمانتيكها هستند. اينها دردهاي پنهاني است كه در متنهاي رمانتيك نفوذ كرده
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386ساعت 10:58  توسط حمید
|
انسان در تاريخ چند هزار ساله ثبت شدهاش از قديمالايام به جنگهاي شيميائي دست زده است. و با زهرآلود كردن ابزار آلات جنگي مثل تير و شمشير و يا آلوده كردن غذا و يا انداختن اجساد كشته شدگان طاغوتي و وبائي و لاشه حيوانات درمنابع آبهاي آشاميدني شهرهاي محاصره شده كه سبب نشر بيماريهاي خطرناك و يا مسموم كردن افراد دشمن ميگرديده است. و همچنين از منابع دودزا براي خارج كردن نيروهاي دشمن از قلعهها و پناهگاههايش استفاده كرده است زيرا اصولا استفاده از سم و زهر در ترورها و كشتن مخالفين و دشمنان و انجام اعمال جاسوسي و تخريب در قديم مورد توجه بوده است. با پيشرفت علم و تكنولوژي و با توجه به ويژگي اين جنگها انسان به اكتشافاتي در زمينه جنگهاي شيميائي و عوامل ميكروبي دست يافت. كه از آن در مواقع لزوم بر عليه دشمنان خود استفاده نمايد. در سال 1915 ارتش آلمان در جنگ جهاني اول با استفاده از گاز كلر بر عليه متفقين و پس از نفوذ به سنگرهاي آنها سبب مرگ بيش از 5000 نفر و فرار بقيه گرديد. كه متفقين با استفاده از ماسك و آلمانها با بدست آوردن تركيبات جديد يك مسابقه تسليحاتي شيميائي را شروع كردند. اين مسابقه تسليحاتي زنگ خطري بود براي جهانيان كه سبب شد در سال 1925 كنفرانسي در ژنو تشكيل داده و در آن دولتها متعهد شدند تا از توليد، انباركردن و بكار بردن عوامل شيميائي ميكروبي خودداري كنند. ده سال بعد ايتاليا بطور گسترده از سلاحهاي شيميائي در حبشه استفاده كرد. اغلب كشورهاي امضاءكننده قرارداد، خود از جمله پيشتازان و سازندگان اينگونه جنگافزارها با توسعه و بسيج مراكز علمي و تحقيقاتي در اين جهت گشتهاند. و در اين راه به كشورهاي دست نشانده كمك كرده تا در جنگهاي محدود از توليدات اين كشورها استفاده كنند و از ملل مستضعف جهان بعنوان موش آزمايشگاهي استفاده كردهاند.
در سال 1956 مصر به كمك شوروي در يمن همچنين فرانسه و آمريكا در طول جنگهاي ويتنام از آن بر ضد نفرات و درختان و محيط زيست آن كشور به طور وسيع مورد استفاده قرار دادند. در جنگهاي هندوچين در لائوس كامبوج ويتناميها و همپيمانان آنها از مادهن شيميائي مايكوتوكسين بر عليه نيروهاي مخالف خود استفاده نمودند. نيروهاي اشغالگر روسيه در افغانستان بر عليه مجاهدين افغاني و مردم مسلمان بطور وحشيانه سلاح شيميائي را بكار برده و ميبرند در طول سال 83 گزارشاتي مبني بر استفاده از عوامل شيميائي در كشورهاي افغانستان – برمه – انگولا – كوبا – السالوادور – اريتره و جزاير فولكلند- گواتما – كامبوج – لائوس – لبنان و تايلند بدست آمده كه اين گستردگي استفاده از سلاحهاي شيميائي و ميكروبي و با توجه به مناسبات آنها با شرق و غرب مورد توجه ميباشد.
كشورهاي به ظاهر قدرتمند جهان همديگر را به استفاده از اين سلاح مخرب متهم ميكنند و مردم دنيا را سرگرم اين بازي سياسي مينمايند تا تحت پوشش آن به توليد و انبار كردن و بدست آوردن گازهاي سمي جديد و خطرناك ادامه دهند. اصولا تز شوروي اين است كه از سلاح شيميائي هم در حملات و هم در موارد دفاعي استفاده نمايد، آمريكا جديدا علاوه بر ذخيره عظيم شيميائي خود كه از آن بطور گسترده در جنگ ويتنام استفاده نمود. دست به توليد نسل مخرب و وحشتناك جديدي بنام جنگافزارهاي مضاعف شيميائي نموده و مسابقه تسليحاتي جديدي را با رقيب خود براي نابودي دنيا برپا كرده است چنين به نظر ميرسد كه در تمام درگيريهاي ده ساله اخير در دنيا از سلاح شيميائي بطور محدود و يا گسترده استفاده شده است. و قوانين و كنفرانسهاي بينالمللي منع استفاده از سلاح شيميائي به جز گول زدن و دل خوشي براي دول مستضعف چيز ديگري نيست. و آنها هرجا همانطور كه خوي وحشيگري آنها طلب ميكند از اين اسلحه نابود كننده استفاده ميكنند.
عراق و بمب شيميائي
از سال 1961 دولت عراق با اعزام افسران و درجهداران ارتش خود به روسيه شوروي جهت آموزش فعاليت شيميائي را آغاز كردند و به دنبال آن يك مركز تحقيقاتي «ش.م.ر» در بغداد تشكيل و گردان ويژه جهت پشتيباني نيروهاي رزمي خود با استفاده از مستشاران روسي استفاده نمود. فعلا ارتش بعث عراق در اين زمينه تجربيات و امكانات وتداركات همه كشورهاي امپرياليستي و مرتجعين منطقه را بكا ميبرد.
وچود جنگ افزار شيميائي ميكروبي در ارتش بعث ثابت شده و حتي از اوائل جنگ تاكنون بطور محدود در عملياتهاي مختلف آنرا بكار برده است. علت عدم كاربرد وسيع عراق از سلاحهاي شيميائي تا قبل از عمليات والفجر ممانعت سركردگان اجنبي او و همچنين ترس و وحشت آنها از مقابله قاطع و شديد و كوبنده جمهوري اسلامي ايران بود. صدام ميداند كه افراد ارتش او با آن روحيه ضعيف، قدرت مقاومت در مقابل رزمندگان اسلام رانارند براي همين از آتش توپخانه و هواپيما و موشك براي سد حركت پرخروش رزمندگان اسلام استفاده مينمايدكه عليرغم آن رژيم پوسيده صدام به لبه پرتگاه رسيده و فعلا چارهاي جز استفاده از اين سلاح را براي بقاي خود ندارد. اگر بخواهيم بطور مختصر عمليات شيميائي دشمن را مورد بررسي قرار دهيم به اين نتيجه ميرسيم كه صدام هيچ ابائي، و ترسي و شرمي از زير پا گذاشتن قوانين بينالمللي ندارد و از ابتداي جنگ از اين سلاح بطور محدوداستفاده نموده است كه رزمندگان اسلام با عنايات الهي و توجهات حضرت حق ماموريتهاي محوله خود را با حسن وجه انجام دادهاند.
كليه موارد –نحوه- و نوع استفاده دشمن از سلاح شيميائي و يا آتشزا در طول جنگ نزد واحدهاي مربوطه ثبت شده موجود ميباشد.كه اجمالا ميشود گفت كه دشمن از آغاز تهاجم خود به ميهن اسلاميمان سربازان خود را مجهز به وسائل حفاظتي مربوطه كرده و در عمليات هويزه (سال 59) اين سلاح را عليه رزمندگان توانمند اسلام بكار برد، در عمليات بيتالمقدس (فتح خرمشهر) غنائم زيادي از آتشافكنهاي ناپالمي كه امريكا در جنگ كره از آن استفاده نموده بدست آمد، در عمليات رمضان، دشمن صهيونيستي نيز سلاح مذكور را بكار برد. دشمن عوامل آتشزا را در كليه عمليات رزمندگان اسلام بكار برده و درعمليات محرم درنزديكي تپههاي استراتژيك 175 از عوامل «ش.م.ر» و بالاخص از بشكههاي حاوي ناپالم (مواد آتشزا) استفاده نمود كه بحمدالله امدادهاي غيبي به شكل باران به مدد رزمندگان اسلام باريدن گرفت و سبب حداقل خسارات گرديد. پس از شروع عمليات والفجر استفاده دشمن از عوامل«ش.م.ر» شدت بيشتري پيدا كرد بطوريكه در عمليات والفجر 2 و والفجر4 حملات ثبت شده شيميائي و آسيبهاي حاصل بيشتر از موارد قبل بود.
در تاريخ 17 و 18/5/62 اطراف پادگان حاج عمران و ارتفاعات تمرچين و بين پادگان پيرانشهر و تپه افشار و در تاريخ 23/5/62 قسمت جنوب غربي ارتفاعات قمطره و نزديكي دهكده زينو بوسيله بمب شيميائي مورد تهاجم قرار گرفت. در عمليات والفجر چهار مورخه 29/7/62 ارتاعات استراتژيك كلهقندي بوسيله خمپاره و 1/8/62 روستاي بادنجان (بانه) و 16/8/62 كنار رودخانه شيلر بوسيله هواپيما مورد حمله شيميائي قرار گرفت، كه مصدومين آنها براي درمان به بيمارستانهاي ساير شهرهاي ايران منتقل شدند. اصولا موادي كه عراق در اين عمليات بكار برد – عوامل تاولزا، اعصاب و آتشزا بود.
در عمليات خيبر همانطور كه پيش بيني ميشد دشمن بعد از شكست خفتبار خود دست به حملات شيميائي هوائي گستردهاي زد و در طول عمليات خيبر به اين اقدام وحشيانه و غيرانساني دست يازيد. و مثل سابق دست از پا درازتر به مواضع ننگ و ترس خود برگشت.
دشمن در تاريخ 7/12/62 در عمليات خيبر بطور گسترده ازعوامل شيميائي استفاده كرد. در منطقه اعزيز و القرنه و همچنين چند نقطه ازكناره هورالهويزه چندين بار مورد تهاجم هوائي قرار داد، اكثرا بمبارانها صبح و بعداز ظهر نزديك غروب به وقوع ميپيوست. دشمن كه در اتداي عمليات خيبر غافلگير شده بود و ضربات مهلكي از رزمندگان اسلام دريافت مينمود ميخواست با اين حملات روحيه از دست رفته خود ر بازيابد و روي رزمندگان ما اثرات منفي بگذارد و عليرغم بعضي مشكلات كه اين حملات ايجاد كرد رزمندگان پرتوان و قدرتمند ما به حملات كوبنده خود ادامه دادند.
در اين تاريخ بيش از 60 راكت بمب 130 كيلوئي به سوي رزمندگان اسلام پرتاب شد كه بعضي ازآنها منفجر و بعضي ديگر سالم روي زمين افتاد. به مجرد برخورد اين راكت بر زمين صداي انفجار غيرمعمولي شنيده ميشد و ستون دودسفيد رنگ و يا تيرهاي از زمين برميخواست و تا ارتفاع 3-5 متري همانند قارچ شده به اطراف خود و درجهت باد پخش ميشد. كه بر اثر آن بوي سير تند و يا ماهي خشك و يا علف تازه به مشام ميرسيد.
در تاريخ 8/12/62 ساعت 11 صبح و 2 بعدازظهر باز هم كنار هورالهويزه مورد حمله شيميائي قرار گرفت. تعداد كل راكتهاي پرتاب شده توسط هواپيما در اين روز 70 راكت بوده كه مساحت قابل توجهي را آلوده كرده بود كه به علت منفجر نشدن عدهاي از آنها و خالي بودن منطقه ازنيرو و تجهيزت آسيب زيادي وارد نشد.
ماده شيميائي كه دراين عمليات ازآن استفاده شد گاز خرد بود كه سبب تاولهائي روي بدن ميگشت. و آسيبهاي تنفسي ايجاد ميكرد.
دشمن چندين بار در روزهاي متفاوت با استفاده از توپخانه، مناطق طلائيه و زيد و شمال خرمشهر را بمباران شيميائي كرد.
جنايتكارن بعثي از تاريخ 16/12/62 تا 24/12/62 بيش از 8 بار جزيره مجنون شمالي، كنار هورالهويزه و خود هور را بوسيله هواپيما بمباران شيميائي نموده در اين حملات هوائي شيميائي تعداد زيادي راكت بب پرا كرد كه اكثر آنها در داخل هور افتاده ومنفجر نشدند. و بعضا سبب آلودگي هور شدهاند. عامل شيميائي بكارگرفته شده در اين مدت گاز خردل بود.
دشمن كافر درتاريخ 27/12/62 تا 30/12/62 پنج بار مناطق كنار هورالهويزه وچهارراه جفير را مورد حمله شيميائي قرار داد، كه بر اثرانفجاراين راكت بمبها بوي خوب ميوه ويا شكلات به مشام ميرسيد. عامل شيميائي بكار گرفته شده عامل اعصاب بود. از تاريخ 1/1/63 تا 10/1/63 دشمن بطور پراكنده و محدود 8 بار جزيره مجنون شمالي را مورد تهاجم شيميائي بوسيله هواپيماهاي خود قرارداد كه با توجه به بينتيجه بودن بمبارانهاي قبلي و عدم تاثيرپذيري نيروهاي اسلام ياس و نااميدي در حملات وحركات دشمن صهيونيستي بوضوح آشكار گرديد. و به اين پيبرد كه اين سلاح هم مانند ساير سلاحهاي اهدائي شرق و غرب به داد او نخواهد رسيد و جز رسوائي و خفت و شكست چيز ديگري از اين سرزمين پر بركت درو نخواهد كرد كل تعداد رزمندگان اسلام كه درحمات شيميائي دشمن مجروح شدند 2000 نفر بود كه بيش از 1400 تن از آنها بعد از درمانهاي اوليه و سريع به پادگانها و مقرهاي خود جهت ادامه پيكار بر عليه ظلم و صدام مراجعه نمودند. كه تا ظهور حضرت مهدي به مبارزه خود با استكبار جهاني ادامه خواهند داد.
در طول مدت عمليات افتخارآفرين خيبر رزمندگان اسلام با تكيه بر نيروي لايزال الهي و با هدف جهاد در راه خدا قدمهاي استوار و آهنين خود را محكم و پايدار بسوي جهبهها برداشتند و در ركاب حضرت امام زمان(عج) قاطع و برنده بدشمن حمله كردند، اين ياران امام حسين(ع) و اين رهروان راه كربلا بدون در نظر گرفتن تجهيزات، هواپيما، استعدادات دشمن و بدون توجه به موانع طبيعي و ايذائي، سيمهاي خاردار – كانالها، ميادين وسيع مين، عظيمت هورالهويزه به پيش رفتند و آنچنان بر سر كافر بعثي كوبيدند كه سلاح شيميائي او هم بياثر گرديد، هنوز طنين فرياد رزمندگان اسلام ازجزيره مجنون شمالي به گوش ميرسد كه به صدام بگوئيد سلاح شيميائي ديگر اثر ندارد. آنها كه در شرق و غرب به پشتيباني صدام برخاستهاند بايد بدانند كه نه فقط سلاح شيميائي آنها ديگر اثر ندارد بلكه تمام زرادخانه شرق و غرب هم ديگر اثر ندارد.
روسيه شوروي، انگلستان، آلمان غربي، آمريكا و ديگر كشورهاي كمككننده به عراق بايد بدانند آتش سلاح شيميائي روزي گريبانگير خود آنها خواهد شد، و روزي دست مستضعفان جهان چنان گلوي مفتخور آنها را خواهد فشرد كه ظالمي در اين جهان ديگر نماند نيروهاي امداد و درمان، رزمندگاني را كه مصدوميت خفيفي داشتند بزور به پشت جبهه براي ادامه درمان ميفرستادند آنها اصرار داشتند كه نه چيزي نيست خوب ميشويم و انتظار داشتند كه فقط اقدامات اوليه درماني انجام گيرد و هرچه زودتر به ديگر رزمندگان در خطوط مقدم بپيوندند لحظات پر شكوه و افتخارآفريني بود هنگامي كه برادران مصدوم بعداز درمان در مركز مصدومين در اهواز به سازمانهاي رزمي خود باز ميگشتند. چه لحظات شكوهمند و افتخارآميزي است آن زماني كه آنها با عزم و اراده آهنين سلاح شيميائي دشمن را به تمسخر ميگرفتند و مشتاقانه بار ديگر به صفوف بقيه رزمندگان ميپيوستند. اين منحصر به اين برادران نبود. بلكه برادران اعزامي به تهران و حتي برادران اعزامي به خارج از كشور هم براي جبههها بيتابي ميكردند، رزمنده قهرماني كه بعد از چندين بار زخميشدن در جبههها بار آخر مصدوم شيميائي شده بود و به سوئد جهت درمان اعزام شده در جواب روزنامهنگاري ميگويد آرزوي من بهبود و اعزام مجدد به جبهه ميباشد بله، سلاح ما، كثرت ما، تكنولوژي ما دشمنان را نميترسند ولي ايمان ما، عزم ما، اراده ما و توكل ماست كه بنيان كفر را بلرزه در ميآورد طبل رسوائي كه صدام در اين عمليات بر سر گذاشت سبب گشت كه منكر استفاده از سلاحهاي شيميائي شود. و با توجه به تمام گزارشات بينالمللي مبني بر استفاده ارتش بعث از سلاح شيميائي به دروغپردازي خود ادامه ميدهد. گو اينكه دروغگو هميشه خودش را لو ميدهد، چنانكه فرمانده سپاه سوم عراق گفت كه آنها سلاح شيميائي بر عليه نيروهاي اسلام بكار نبردهاند ولي اگر داشته باشند ابائي در بكار بردن آن ندارند و يافرمانده سپه چهارمعراق ملتمسانه ازايران ميخواهدكه دست به حمله به داخل عراق نزنند و بعد تهديد ميكند درصورت وقوع چنين عملي از سلاح شيميائي استفاده خواهد كرد.
رژيم عراق هيچ اهميتي به افكارعمومي دنيا وقوانين بينالمللي نميدهد، و طبق معلومات موجود امكان استفاده مجدد از سلاح شيميائي با توجهبه مستاصل شدن صدام در جنگ هست و هرچه صدام بطرف نابودي و سرنگوني حركت ميكند، اعمال ماليخوليائي و جنايتكار او بيشتر ميشود ولي صدام رفتني است چون فرموده امام امت خميني بتشكن ميباشد. و همه شواهد و قائن دلالت بر اين موضوع ميكند.
تمام رسانههاي صهيونيستي و مرتجع و وابسته همزمان با حملات شيميائي دشمن داستانهاي مضحك و بيپايه نقل ميكردند. آنها گاه مصدومين را علت انفجار كارخانه پتروشيمي و گاه آنها را قرباني استفاده نيروهاي خود از سلاح شيميائي ميدانستند، آن زمان كه يكي از قريههاي كردستان بوسيله هواپيماهاي عراقي مورد حمله شيميائي قرار ميگيرد و ملت كرد به دنائت و پستي دشمني صدام با خود پي ميبرد وعليه او و همگام با رزمندگان اسلام به ستيز برميخزد. راديوي استعماري بي بي سي مسئوليت حمله را بعهده ايران مياندازد و بيشرمانه وبا تكيه بر گفته عناصر ضد انقلاب سعي در پوشاندن ماهيت كثيف صدام دارد رسانههاي بيگانه بعد از مفتضح شدن صدام سعي در پاك كردن دامن آلوده خود شدند تا خود را از غضب ملت مسلمان و ملل آزاده جهان دور كنند. ساخت اين سلاحها را آسان دانسه و به عراق نسبت دادند و آمريكا در حركتي جاهلانه و نمايشي صادر كردن مواد شيميايي اوليه كه ممكن است براي توليد سلاح شيميائي بكار رود به ايران و عراق ممنوع كرد و يك محموله از اين مواد شيميائي را بمقصد عراق توقيف نمود!؟
از سوي ديگر اعزام برادران مصدوم به خارج از كشور همانند پتگي سنگين و مهلك بر سر عراق و ابرقدرتهاي جنايتكار فرود آمد و چنان اعمال مفتضحانه آنها را برملا نمود كهاز تمام امكانات موجود براي سرپوش گذاشن روي حقائق استفاده كردند. چه وزير بهداري صدام براي تهديد و تطميع به اتريش سفر ميكند تمام سياستمداران وابسته و ورشكسته كه شيشه عمر آنها به شيشه عمر صدام بسته است به حركت در ميآيند تا بيش از اين رسوا نشوند در پاريس پليس فرانسه از ملاقات خبرنگاران با مجروحين اعزامي در فرودگاهو بيمارسانخودداري ميكند – لندن در قبول مصدومين شيميائي تعلل ميورزد. و استكهلم مضايقات براي آنها بوجود ميآورد.دولتهاي غربي روي پزشكان، مؤسسات درماني وتحقيقاتي فشار ميآورند كه اين مصدومين را نپذيرفته و معالجه نكنند، بله شايد باورتان نشود ولي اين پروفسور هندريكس استاد سمشناسي گانت بلژيك است كه اين سخن را ميگويد و خود كسي بود كهمورد اين فشار قرار گرفته بود و اين دنياي غرب بيحيا و بيشرم است كه از مصدومين ما هم ميترسد، اين غوطهوران در لنجزار وحشي قرن بيستم پزشكان و مراكز درماني خود را آلوده به سياست مكر و فريب و آلوده به جنايت ميكنند و از آنها ميكنند، در سوئد گزارش شهادت يكي از برادران را بطور ناقص و غير معمول و بدون ذكر مراحل درماني و اقدامات انجام شده به ايران ميفرستند، و در گزارش سانسور شده خود علت تاولها را سوختگي شديد ذكر ميكنند. مقامات صليب سرخ جهاني استفاده عراق از سلاح شيميايي را تاييد كردهاند، نمايندگان آن به تهران آمده از مصدومين بازديد كردند.
بله رزمنده اسلام چه در جبهه باشد و چه مصدوم روي تخت بيمارستانهاي تهران باشد و چه در پايتخت كشورهاي مستكبر باشد و چه غلتيده در خون در بيابانهاي خوزستان و چه آرميده در بهشتزهراهاي ايران، در همه حال لرزه بر اندام پوسيده و متعفن استكبار مياندازد و او از همه چيز و همه كس اين انقلاب وحشت دارد. ولي حقيقت مثر آفتاب خود را نمايان ميكند.و پزشكان با وجدان حقائق را براي دنيا بازگو كردند و ديگر همه چيز ر همه عيان شد.
سازمان ملل متحد زير فشار نمايندگي ايران در آن سازمان هيئت كارشناسي به ايران فرستاد و آنها مدارك انكارناپذيري در اين مورد بدست آوردند و طبق گزارشي به دبير كل سازمان متحد استعمال سلاح شيميائي را تاييد نمودند ولي سازمان امنيت نه فقط آنرا بعنوان سندي قبول نكرد و هيچ قطعنامهاي صادر ننمود، قدم اصلي در محكوم كردن عراق را برنداشت و ننگي بس بزرگ و مسئوليتي بس عظيم در طول تاريخ بعهده گرفت ما از همان ابتدا عقيده داشتيم كه سازمانهاي بينالمللي كه تحت فشار استكبار ميباشند قدرت جذب و بيان كل حقيقت را ندارند و به هنگام كشف نور خفاشان شب بر آن خيمه ميزنندو پرونده ننگين اينجنايت هولناك صدامي بر پروندههاي ديگر جنايتهاي صدام و ديگر جنايتكاران تلنبار شده خاك خواهد خورد.
ما بمبساز، بمبفروش و بمبانداز و واسطه آنها را يكسان دانسه و مسئوليت اين جنايتها را عهده آنها ميدانيم
در اين رابطه ما قضاوت را به وجدان آزاد انسانها واگذار ميكنيم و ميدانيم كه مستضعفان ومحرومان جهان و همچنين تاريخ است كه قضاوت اصلي را خواهد كرد و، عليرغم اينكه، مرتجعين – ترسوها، و مستكبرين هنوز هم با صدام مغازله ميكنند. و روزي رسد كه همه آنها تقاص خون بيگناهان ايراناسلامي را پس خواهند داد اليس الصبح بقريب!
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386ساعت 10:48  توسط حمید
|